استان: شهرستان: منطقه:
خدمات و تشریفات عروسی:

نامزدی و هدایای مادر داماد

نامزدی و هدایای مادر داماد

چهارشنبه شب داداش کوچیک اومد وگفت رفتیم حلقه نامزدی دیدیم 1600 و من بش گفتم فک نمیکنی زیاده ،اون بیچارم گفت چرا و من رینگ دوست دارم بیا رینگ ساده بخریم .گفتم آخی چه دختر ماهی یهو از 1600اومده رو رینگ گفتم عزیزمن نه اون نه این .حلقه نامزدی یه چیز مناسب بخرین اینهمه انگشتر .


درضمن دختره گفته بود ما رسممونه مادرداماد واسه نامزدی ، نیم ست میده به عروس والا ما ازهرکی تو اصفهان پرسیدیم واسه نامزدی یه انگشتر و یک تیکه پارچه و یه روسری و شیرینی و گل میبرن نه نیم ست واسه بزرگم همینو بردیم .






اول که بیخود رسمشون اینه ما رسممون این نیست بعدم نمیشه فرق بزاریم بین عروساکه .مامانم گفت اونوقت عقد چی باید بدیم اگه نامزدی ،نیم ست بدیم.گفتم حتما یه ماشینی چیزی دیگه .این دختریست که میخاست بسازه و صبر داره .معنی بساز بودنم فهمیدیم .

داداش منم ساده هی میگفت ،نگفته که حتما بیارین گفت رسم ما اینه مام قرارشد کوتاه نیایم ازحالاو گفتیم پارچه ،خودتون میرین میخرین یا ما.گفتن خودتون پنجشنبه بعدازظهر بامامان رفتیم یه پارچه خشگل خریدیم که حدود 300 هزارتومن شد و بعدم مامانم یه سارافون و کت وروسری واسه خودش خرید و ازونجا که کارت پدر دستمون بود منم یه روسری و یه شال خریدم و بعدم اومدیم خونه .خسته وله .من موندم ملت چجوری هرروز بیرونن.

کلی خسته شدیم وفردا ظهر من گفتم واسه ناهار کیک سیب زمینی درست میکنم و موادشو بیشتر زدم و حالا ساعت 12:30 تازه ست به کار پخت شده بودم و ساعت 2:15 شد و هنوز نپخته بود بابام هی غر میزد .خلاصه نپخته نپخته خوردیم و خیلی غذای سنگینی بود و بعدش داداشم نی نی آورد و خانومش رفت کلاس و بعد که اومدن بهشون گفتیم 25 نامزدیه و شمام بدونین .عروس بزرگه طبق معمول گفت چی بپوشیم.داداش کوچیکه گفت DJ گرفتن و آتلیه میخاد بره والا ما تالا ندیده بودیم کسی واسه نامزدی آتلیه بره .

بخدا خواهر شوهر گیری در نمیارم ولی خانومی که میخاد بسازه ،واسه نامزدی و عقد و عروسی هرسه تا نمیره آتلیه .خیلی با خودش حال میکنه بخدا.شب که میخاستیم بخابیم داداشم اومد گفت دیشب تولد مامان عروس بود و مامانش باد داشت من به خانومم گفتم مامانت چیزیشه .میگه مامانم میگه نیم ست که نمیارن ،حلقه هم که میخای ارزون بگیری خوب زشته جلو مردم
؟؟بعلههههههههه شروع شد .مردم اینو میگن ، مردوم اونا میگن .یعنی ما ملت ایران آدم بشو نیستیم همش چشم و هم چشمی.

دخترم گفته حالا که دارن خانوادم بهم فشار میارن ،تو هرچقدر میخای پول بده واسه حلقه مابقیشو خودم میدم ولی حلقه گرون برداریم و به کسی هم نمیگیم .داداش گفته نه نمیشه که ودخترم قسم که نه ،من خودم بقیشو میدم .منم به داداشم گفتم مگه این خانوم و خانوادش وضع مالی تو را قبول نکردن ،مگه ما همه چیزو نگفتیم بهشون .چجوری تونسته پدرمادرشو راضی کنه بگه من این آقارا میخام و باشرایطش کنار میام حالا نمیتونه راضیشون کنه واسه یه حلقه که هرچی صلاحه خودتون بخرید .بعدم اون دیگه بین خودتونه هرجورخودتون میدونین ،میخاد یه مقداریشو اون بده به ما ربطی نداره ،خودتون میدونین .

بعد مامانم گفت چی شده بشون گفتم ،مامانم گفت نهبه هیچ عنوان اون پول نده و خودپسرم بره حلقه گرون بخره و فردا دختره بهش
سرکوفت میزنه .گفتم مادرمن نه که بعد نمیزنه .پس بزار یه کاری کرده باشه که دلمون نسوزه و بعدم اگه ازحالا بخاطر حرف این واون کوتاه بیاد تا اخرش باید کوتاه بیاد و حلقه عروسی باید گرون باشه ،سرویس طلاش باید گرون باشه ،خونه که میگیرن باید بزرگ و ...باشه .

الان باید به دختر بگه توشرایط منو قبول کردی پس از حالا نشون بده .به مردم چه که ما انگشتر چند میلیونی خریدیم .اینجوری که زندگی نمیشه .خلاصه کلی حرص خوردم که بعضی دخترا چجوری پسرا را خر میکنن و پسرام مظلومانه میپذیرن .ای خداااااااا
شبش خیلی بد خابیدم از بس حرص خوردم و صبح اومدم سرکار و بعدم کلاس زبان و رفتم خونه و مامان گفت زنگ زدم مادر عروس گفتم ما رسممون اینه ،گفت رسم مام همینه پس بلاخره نیم ست رسمتونه یا...

میگم مامان خوب چرا بهش نگفتی مثه اینکه دخترتون گفته رسم شما اینه تا بفهمیم بلاخره این وسط کی دروغ میگه و از همین اول دستش رو بشه و حساب کار بیاد دستش .میگه نه مامان همه چیزو نباید گفت .بابام گفت چرااتفاقا راست میگه خیلی بجا بود ،باید اینو میگفتی.راستی قراره جشن نامزدی تو سالن مجتمعشون برگزار بشه از ساعت 5 تا 8 و مختلطه و من موندم برم آرایشگاه یانه .

همفکری کنین باهام چیکار کنم .بعدش یه ربع ورزش کردم که فوق العاده سخت بود و نفسم برید و بعدشم ساعت 10:30 خاب و صبح اومدم سرکار و کمرم گرفته از ورزشای سنگین دیروز .امروز میخام برم یه کلینیک لاغری به روش کرایو لیپولیز اگه کسی درمورد عوارضش چیزی میدونه بهم بگه .میخام برم ببینه چجوریاس.

مواظب خودتون باشید دوست جووونیاااااااااا

تاریخ درج: 1395/04/17
به اشتراک بگذارید: Google اشتراک در فیس بوک twitter Pinterest

نظرات کاربران

فرم ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن نظر:
* لطفا کاراکترهایی را که در تصویر می بینید در کادر پایین وارد کنید:
 

امتیاز دهی به این مقاله

شما هم نظر دهید

امتیاز کاربران به مقاله نامزدی و هدایای مادر داماد از مجموع 0 امتیاز